خانهاخبار و مقالاتفضائل امیرالمومنینصبر و توکل امیر المومنین علی بن ابی طالب علیه السلام
فضائل امیرالمومنین

صبر و توکل امیر المومنین علی بن ابی طالب علیه السلام

۱۴۰۵/۳/۳۰بازدید: 7
صبر و توکل امیر المومنین علی بن ابی طالب علیه السلام

خلاصه مطلب

در این مقاله، جلوه‌هایی از صبر و توکل امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب علیه السلام در ابعاد گوناگون زندگی ایشان بررسی شده است. حضرت با ایثار در شب هجرت (لیلة المبیت)، جان‌فشانی در جنگ احد، صبر بر غصب خلافت و نیز تحمل نافرمانی‌های مردم در دوران خلافت خود، الگوی کامل استقامت و اعتماد به خدای متعال را به نمایش گذاشتند. افزون بر این، صبر ایشان در فراق پیامبر صلی الله علیه و آله و حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها، اوج صبر و توکل را نشان می‌دهد. 

بسم الله الرحمن الرحیم      

مولا امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب علیه السلام در نهایت و اوج کمال است. پیامبر اسلام در مورد فضائل ایشان چنین می فرمایند:

«…إِنَّ اَللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى جَعَلَ لِأَخِي عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ فَضَائِلَ لاَ يُحْصِي عَدَدَهَا غَيْرُهُ»

[1]

همانا خداوند تبارك و تعالى براى برادرم على بن ابى طالب (عليه السّلام) فضايلى قرار داده است كه شمار آن را كسى جز او نمى‌داند...  
« قال رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله ، لو كانت البحار مدادا و الرياض أقلاما و السماوات صحفا و الانس و الجن كتابا لنفذ المداد و كلّت الثّقلان أن يكتبوا معشار عشر فضائل عليّ عليه السّلام إمام يوم الغدير و كيف يكتبون و أنّى يهتدون[2].»[3]

 رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود: اگر دریاها مرکب شوند و بوستان‌ها قلم گردند و آسمان‌ها کاغذ شوند و جن و انس نویسنده شوند، مرکب پایان یابد و آن دو گروه (انس و جن) درمانده شوند از اینکه یک دهم از یک دهم فضائل علی (علیه السلام) را بنویسند، همان امامی که در روز غدیر (به امامت منصوب شد). چگونه می‌توانند بنویسند و کجا راه می‌برند؟ 

 

در زندگی سراسر درس و آموزۀ مولا علی علیه السلام صبر و توکل به خدای متعال جایگاهی ویژه دارد. در جهانی که برای رشد انسان و تعالی او به پا شده، باید گفت هر چیز به جای خویش نیکوست. مشقت ها، ابتلائات و امتحانات الهی برای پختگی و سربلندی بشر قرار داده شده تا از پس آن، انسان پیروز و سعادتمند شود و سرافراز به فضل و عنایت الهی به رضوان او راه یابد.

آری صبر مفتاح گشایش و فرج است و هر آنچه از هر طریق حاصل نشود به صبر و توکل به خدای ِمتعال تدبیر شود! 

          « وَ قَالَ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُاَلصَّبْرُ مِفْتَاحُ اَلدَّرَكِ وَ اَلنُّجْحُ عُقْبَى مَنْ صَبَرَ وَ لِكُلِّ طَالِبِ حَاجَةٍ وَقْتٌ يُحَرِّكُهُ اَلْقَدَرُ.» [4]

صبر و شکیبایی كليد رسيدن به مقصود است و پيروزى سرانجام شخص صبر کننده است و هر حاجتمندى را زمانى است كه دست تقدير آن را به حركت آورد و مقدمات رسیدن به حاجت را فراهم کند.

در زندگی رسول الله صلی الله علیه و آله و اهل بیت ایشان به ویژه مولا امیرالمؤمنین علی علیه السلام از بدو ولادت تا شهادت شاید نتوان صحنه‌ای را یافت که آمیخته با تحمل مشقت و صبر بر حوادث نباشد. در ادامه جلوه هایی از صبر و توکل مولا علی علیه السلام در زندگی ایشان خواهد آمد. 

 مولا علی علیه السلام در لیلة المبیت

در شب هجرت حضرت محمد صلی الله علیه و آله در اول ربیع الاول سال چهاردهم بعثت که سران قریش، قصد ترور پیامبر صلی الله علیه وآله را داشتند، آن حضرت به واسطه حضرت جبرئیل علیه السلام از این نقشه شوم آگاه شد.

توطئه قتل پیامبر صلی الله علیه وآله در شورای «دارالندوه» توسط اشراف قریش چیده شد. به دسیسه شیطان یا ابوجهل لعنة الله علیه مقرر شد هر قبیله جوانی دلیر و نسب دار را برگزیند و هر یک به شمشیر بُرّان در تاریکی شب هنگامی که همه خفته اند بر پیامبر صلی الله علیه وآله وارد شده و در بستر ایشان را به قتل رسانند. 

در منابع طراز اول شعیه و عامه این جان فشانی مولا به تفصیل بیان شده است:

« چون رسول خدا صلی الله علیه و آله خواست هجرت کند، علی بن ابی طالب علیه السلام را در مکه گذاشت تا بدهی هایش را بپردازد و اماناتی را که نزدش بود بازپس دهد. شب ِخروج به سوی غار در حالی که مشرکان خانه را محاصره کرده بودند پیامبر صلی الله علیه و آله به او فرمود تا در بستر ایشان بخوابد و فرمود: «ای علی، بُرد حَضرمی [5] مرا به خود بپیچ و سپس در بستر من بخواب که ان شاءالله گزندی از آنها به تو نخواهد رسید.» مولا علی بن ابی طالب علیه السلام چنین نمود. 

مشرکان (برای کشتن پیامبر صلی الله علیه وآله) به سوی او سنگ می‌انداختند و مولا علی علیه السلام زیر باران سنگ‌ها قرار می‌گرفت؛ همان گونه که رسول خدا صلی الله علیه وآله هدف سنگ بود و ایشان از شدت سنگ ها ناله می‌کرد و سرش را در جامه پیچیده بود.‌ [6]

خداوند به جبرئیل و میکائیل علیهما السلام وحی فرمود: من میان شما برادری برقرار کردم و عمر یکی از شما را از دیگری طولانی‌تر قرار دادم. کدام یک از شما دیگری را بر خود در زندگی برتری می‌دهد؟ هر دو زندگی را برگزیدند. خداوند به آنها وحی کرد: چرا مانند علی بن ابی طالب علیه السلام نبودید که من میان او و محمد صلی الله علیه وآله برادری برقرار کردم و علی علیه السلام در بستر او خوابید و جانش را فدای او کرد و او را بر خود در زندگی ترجیح داد؟ به زمین فرود آیید و او را از دشمنش حفظ کنید. آن دو فرود آمدند؛ جبرئیل بالای سر او و میکائیل پایین پای او نشست. جبرئیل گفت: مرحبا، مرحبا! ای پسر ابوطالب، چه کسی مانند توست که خداوند به تو بر فرشتگان مباهات می‌کند؟ پس خداوند این آیه را بر پیامبرش در حالی که به سوی مدینه می‌رفت درباره مولا علی علیه السلام نازل کرد، « وَ مِنَ اَلنّاسِ مَنْ يَشْرِي نَفْسَهُ اِبْتِغاءَ مَرْضاتِ اَللّهِ و اَللّهُ رَئُوفٌ بِالعِبادِ.سوره مبارکه بقره آیه 207 » [7]        

در ادامه این ماجرا از امیر المومنین علیه السلام نقل شده: من در بستر رسول خدا صلی الله علیه وآله بودم در حالی که او ردایش را بر من انداخته و رفته بود. قریش آمدند و هر کدام چوبدستی یا گرزی و ( شمشیری بُرّان ) همراه داشتند. چون رسول خدا صلی الله علیه وآله را ندیدند که بیرون رفته، بر من حمله کردند و با آنچه در دست داشتند مرا زدند تا بدنم ورم کرد و همانند تخم مرغ ورم‌ها بزرگ شد. سپس درنگی کردند تا مرا بکشند. برخی از آنها گفتند: او را امشب نکشید، بلکه کشتن او را به تأخیر اندازید و محمد (صلی الله علیه وآله) را جستجو کنید. پس مرا با غل و زنجیر بستند و در اتاقی گذاشتند و در را محکم بستند و قفل زدند. در این حال بودم که صدایی از کنار اتاق شنیدم: «ای علی!» با این صدا دردی که می‌کشیدم آرام گرفت و ورم بدنم فرو نشست. سپس صدای دیگری شنیدم: «ای علی!» ناگهان غل و زنجیر از پاهایم گسسته شد. سپس صدای دیگری شنیدم: «ای علی!» ناگهان در با تمام قفل‌هایش فرو ریخت و باز شد. برخاستم و بیرون آمدم. آنها پیرزنی کمخواب را گمارده بودند تا از در محافظت کند. من در حالی که او درخواب  عمیق بیخبر از همه چیز بود بیرون آمدم.» [8]

این گوشه از پاداش صبر و استقامت مولا است در دل هر خطر برای حفظ جان رسول الله صلی الله علیه و آله به اتکاء به مدد الهی!

 صبر در جنگ احد

به گواه تاریخ در میدان نبرد احد بعد از آنکه تصمیم به نبرد، بیرون از شهر مدینه شد :

«... رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم صفوف سپاهيان خويش را منظم كرده شانه هايشان را با يكديگر برابر كرد. پس از آن ضمن خطبه‌اى، مردم را توصيه به عمل به احكام الهى و پرهيز از نواهى خداوند كرده، آن روز را، روز مزد و پاداش دانستند، البته براى كسانى كه صبر، يقين، تلاش و نشاط را پيشۀ خود كنند. آن حضرت جنگ با دشمن را جنگى سخت خواندند كه تنها صبر آن را آسان مى‌كند. رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم فرمود: از اختلاف و نزاع با يكديگر بپرهيزيد كه مايۀ ضعف و ناتوانى است و خداوند آن را دوست ندارد.[9]     

« اولين برخورد، مبارز خواهى طلحة بن ابى طلحه صاحب لواى مشركان و از طايفۀ بنى عبد الدار بود كه على عليه السلام به سراغش رفت و پس از مختصرى جنگ، چنان ضربتى به پيش سر او زد كه دو چشمش از حدقه بيرون آمد ضربتى که فرقش را تا ريش او شكافت، و صيحه‌ای زد كه تا آن روز كسى مثل آن را نشنيده بود.[10] [11] » [12]

در آن عرصه تنگ که لشکریان از مکان خود و امر پیامبر صلی الله علیه و آله تخطی کردند و گردنه کوه احد را به هوای غنائم ترک کردند و با یورش مشرکین قریش از آن سو، سپاه مسلمین پراکنده شده بود تلاش‌هاى فردى تعداد اندکی از اصحاب نيز تأثير عمده‌اى در حفظ جان پيامبر صلى الله عليه و آله و حفظ اوضاع داشت تا آن اندازه كه اسلام پايدار ماند. در شمار پايدارترين افراد امام امیرالمؤمنین على عليه السلام بود كه تا آخرين لحظه از رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم جدا نشد؛ آن حضرت بعدها در شهر بصره با اشاره به وقايع احد، از شرايط سخت آن روز و درگيرى و جنگش با دشمن سخن گفته است. به نقل ابن هشام آمده كه ابن ابى نجيح، گفت: در روز احد اين صدا شنيده شد: 

                     لا فَتـى اِلاّ عـلـىّ 

لاسيف اِلاّ ذُوالْفَقار [13]

 

 

 

گفته شده است كه در آن روز، امام هفتاد زخم برداشت.[14] 

 

در جایی که بیشتر لشکریان اسلام فراری و نا‌امید بودند مولا با امید و توکل بر خدا سپر جان رسول الله صلى الله عليه و آله بود و دین خدا را یاری نمود و از صدمه به دین محافظت نمود و در برابر سختی ها مانند کوه استوار و صبور ایستاد و هرگز از پا نَنِشست! 

 صبر بر غصب خلافت در خطبه های نهج البلاغه

بعد از شهادت رسول خدا صلی الله علیه و آله در ماه صفر سال 11 هجری، منافقین و کفاری که از چندی قبل در صدد حذف وجود مقدسّ رسول الله صلی الله علیه و آله بودند و در این اقدام و جنایت هم پیمان شده بودند، به جای آنکه به امر تجهیز پیامبر صلی الله علیه و آله کمک کرده و در آن شرکت کنند برای دسیسه‌ای جدید و انحرافی عظیم با هم به سقیفۀ بنی ساعده رفتند و تجدید پیمان کرده و امر خلافت را از آنچه امر خدا و رسول خدا صلی الله علیه و آله بود منحرف کردند. 

در این میان مولا علی علیه السلام به همراه وجود حضرت زهراء سلام الله علیها و حسنین علیهما السلام که در لحظات واپسین حیات رسول الله صلی الله علیه و آله بر بالین ایشان حضور داشتند و فرامین ایشان را با دل و جان می‌شنیدند، امر به صبر و تحمل مشکلات پیش رو و مصائب دهشتناک این مسیر شدند.

حضرت محمّد مصطفی صلی الله علیه و آله در تحمل این مشقات برای بقاء امر و دین الهی تأکید فرموده و آن ها را از سختی‎های پیش رو با خبر نمودند و از آنها بر صبر بر آن عهد گرفتند.[15] مولا امیرالمؤمنین علی علیه السلام در خطبه های خود به اوج این سختی و شکیبایی بر آن اشاره می‎فرمایند. 

خطبه شقشقیه

در خطبه شقشقیّه که شرح شکایت از روزگار غصب ِخلافت توسط خلفاء است حضرت اینگونه به این رخداد ِشوم اشاره می‌فرماید:

« ... فَسَدَلْتُ دُونَهَا ثَوْباً وَ طَوَيْتُ عَنْهَا كَشْحاً وَ طَفِقْتُ أَرْتَئِي بَيْنَ أَنْ أَصُولَ بِيَدٍ جَذَّاءَ‌ أَوْ أَصْبِرَ عَلَى طَخْيَةٍ عَمْيَاءَ يَهْرَمُ فِيهَا اَلْكَبِيرُ وَ يَشِيبُ فِيهَا اَلصَّغِيرُ وَ يَكْدَحُ فِيهَا مُؤْمِنٌ حَتَّى يَلْقَى رَبَّهُ‌. 

فَرَأَيْتُ أَنَّ اَلصَّبْرَ عَلَى هَاتَا أَحْجَى فَصَبَرْتُ وَ فِي اَلْعَيْنِ قَذًى وَ فِي اَلْحَلْقِ شَجًا أَرَى تُرَاثِي نَهْباً حَتَّى مَضَى اَلْأَوَّلُ لِسَبِيلِهِ فَأَدْلَى بِهَا إِلَى فُلاَنٍ بَعْدَهُ ثُمَّ تَمَثَّلَ بِقَوْلِ اَلْأَعْشَى:

شَتَّانَ مَا يَوْمِي عَلَى كُورِهَا 

وَ يَوْمُ حَيَّانَ‌ أَخِي جَابِرِ

 

 

 

فَيَا عَجَباً بَيْنَا هُوَ يَسْتَقِيلُهَا فِي حَيَاتِهِ إِذْ عَقَدَهَا لِآخَرَ بَعْدَ وَفَاتِهِ لَشَدَّ مَا تَشَطَّرَا ضَرْعَيْهَا فَصَيَّرَهَا فِي حَوْزَةٍ خَشْنَاءَ يَغْلُظُ كَلْمُهَا  وَ يَخْشُنُ مَسُّهَا وَ يَكْثُرُ اَلْعِثَارُ فِيهَا وَ اَلاِعْتِذَارُ مِنْهَا فَصَاحِبُهَا كَرَاكِبِ اَلصَّعْبَةِ‌ إِنْ أَشْنَقَ‌ لَهَا خَرَمَ‌ وَ إِنْ أَسْلَسَ‌

لَهَا تَقَحَّمَ فَمُنِيَ‌ اَلنَّاسُ لَعَمْرُ اَللَّهِ بِخَبْطٍ وَ شِمَاسٍ وَ تَلَوُّنٍ وَ اِعْتِرَاضٍ فَصَبَرْتُ عَلَى طُولِ اَلْمُدَّةِ وَ شِدَّةِ اَلْمِحْنَةِ حَتَّى إِذَا مَضَى لِسَبِيلِهِ ...» [16]

« ... [در آن زمان كه خلافت به انحراف گراييده بود و توسط ابوبکر غصب شد] پرده‌اى ميان خود و زمامدارى افكندم و روى از آن گردانيدم و در انديشه شدم كه با دست بريده و بدون ياور [براى به دست آوردن حق غصب شده‌ام] پيكار نمايم، يا در برابر آن رويداد تاريك و پر ابهام صبر كنم. رويدادى كه پيران را فرتوت و کودکان را پير مى‌كند و مؤمن در آن همواره در سختى به سر مى‌برد تا آنكه خدايش را ديدار نمايد. 

به اين نتيجه رسيدم كه شكيبايى و صبر خردمندانه‌تر از مبارزه و پيكار است. پس در حالى كه خار در چشم و استخوان در گلو داشتم صبر كردم! و نظاره‌گر غارت ِميراث ِخود شدم.

تا آنكه دوران اوّلى گذشت و خلافت را پس از خود به دست پسر خطاب [عمر] سپرد. 

آنگاه امام براى بيان وضع خود به شعر «اعشى» اشاره فرمود: 

« چقدر فرق است ميان امروز من كه بر پشت شتر [با توشه‌اى ناچيز و در بيابانى سوزان] به سر مى‌برم با آن روز كه با حيان برادر جابر [در خوشى و سرور] روزگار را مى‌گذراندم.»

شگفتا! با آنكه ابوبكر در زمان حياتش قصد كناره گيرى از خلافت را داشت، عقد عروس خلافت را براى پس از مرگش با ديگرى بست. آن دو چه سخت دو پستان خلافت را ميان خود تقسيم كردند [و از آن دوشيدند]

ابوبكر امر حكومت را به روحيه‌اى خشن سپرد.[17] كسى كه سخنش درشت و همراهى با او سخت و دشوار بود. با لغزش‌هاى فراوان و عذر خواهى بسيار. همراهى با حكومت او مانند سوارى با شترى سركش بود كه اگر سوارکار مهار آن را بكشد، بيني شتر مجروح مى‌شود و اگر به حال خود رهايش كند سوارکارش را زمين مى‌زند و به هلاكت مى‌رساند! به خدا سوگند مردم در دوران حكومت او گرفتار خطا و ناآرامى و تبدّل رأى و كج روى و انحراف شدند و من در آن دوران با آنكه طولانى بود و بار سنگين بلاها را بر دوش داشتم، صبر كردم. [18]

خطبه 208

در خطبه 208 حضرت درباره صبر در برابر این مصیبت و عدم همراهی قریش در رسیدن به جایگاه خلافت و حقشان می‌فرمایند:

« پروردگارا! من براى مقابله با قريش و يارى دهندگانشان از تو كمك مى‌طلبم. چه آنان پيوند خويشاوندى را با من قطع نمودند، و كاسۀ مرا سرنگون كردند،[19] و براى ستيز با من در حقّى كه از ديگران به آن سزاوارتر بودم اتفاق كردند. گفتند: 

"حق چيزى است كه مى‌توانى آن را بگيرى، و ديگران نيز مى‌توانند تو را از گرفتن آن باز دارند، پس بر اندوه خويش شكيبايى كن، يا از غصّه بمير!" 

در آن هنگام ديدم جز اهل بيتم يار و مدافعى ندارم ، و دريغم آمد كه آنان را به ورطۀ مرگ افكنم. پس در حالى كه خاشاك به ديده‌ام رفته بود، چشم‌پوشى كردم، و در حالى كه استخوان در گلويم شكسته بود آب دهان فرو بردم. شكيبايى كردم و خشم خود را فرو خوردم بر چيزى كه از «حَنْظَل» تلخ‌تر، و براى قلب من از بريدن تيغ دردآورتر بود. » [20]

خطبه 26

در خطبه 26 نیز به تنهایی و مظلومیت خویش و صبر بر آن اشاره می‎فرمایند: 

« نگريستم جز خاندانم ياورى براى خود نيافتم، آنگاه دريغم آمد از اينكه آنان را در نبردى نابرابر به كشتن دهم. خار در ديدگان داشتم و چشم پوشيدم، و جام تلخ حوادث را در حالى كه استخوان در گلويم بود نوشيدم، و بر فرو بردن خشم شكيبايى كردم، و بر رويدادى كه از درخت (حَنظل) عَلقَم [21] تلخ‌تر بود صبر نمودم.» [22] 

خطبه 74

حضرت در خطبه‌ای کوتاه به غصب ِخلافت توسط عثمان لعنة الله علیه و صبر خود بر آن اشاره فرمودند تا مانع از ظلم و ستم بر دیگران شوند! [23]

« شما مى‌دانيد كه من سزاوارترين شخص براى خلافت هستم. به خدا قسم [به آنچه كرديد] گردن مى‌نهم تا وقتى كه امور مسلمانان به سامان باشد، و در آن جز بر من ستم نشود، [و من اين ستم را تحمل مى‌كنم و بر آن صبر می‌ورزم] تا پاداش و فضل آن را بجويم، و از زر و زيور دنيا كه شما در تصاحب آن به رقابت افتاده‌ايد، دورى كنم. » [24] 

 

چنانکه دیدیم بقاء دین و حیات اسلام و مؤمنان همیشه و همیشه تنها به دست معصومین علیهم السلام رقم خورده است! مولا علی علیه السلام از حقّ الهی خود در عرصۀ زعامت ظاهری کناره گرفت تا به امامت و خلافت واقعی و هدایت آسیب نرسد و دین و مسلمین از هر گزندی در اَمان باشند و با جان خود بر ریز و درشت مشکلات شکیبایی نمود و در این مسیر بر خدا توکل نمود تا حیات ابدی و سعادت را برای دین و دنیا بشریّت در سایه حیات جاوید الهی و آموزه‌های آن به ارمغان آورد.

 صبر و توکل در برابر نافرمانی مردم

در دوران حکومت مولا امیرالمؤمنین علیه السلام گاه مردم از همراهی با لشکریان خدا در اقدام علیه دشمنان سستی ورزیده و از همراهی با ایشان و یاران حضرت کوتاهی می‌کردند. در شهادت جناب محمد بن ابی بکر که زعامت مصر را جانب مولا علی علیه السلام بر عهده داشت؛ حضرت از سستی مردم در همراهی و یاری او تا به هنگام شهادت او گلایه ها فرمودند. [25] در اعزام لشکر و بسیج مردم برای مقابله با معاویة بن ابی سفیان و شامیان سرکش لعنت الله علیهم نیز، در نکوهش کوفیان و مسلمین نافرمان سخنانی از مولا به جا مانده است:

خطبه 25 و 27 و29 و 34 و و 212 نهج البلاغه به صبر حضرت در برابر مردمان نافرمان و درخواست مدد از خدای متعال اشاره دارد:

« اى مرد نماهاى نامرد! اى كودك صفتان بى‌خرد...! چقدر دوست داشتم كه شما را نديده بودم و نمى‌شناختم . به خدا سوگند كه شناخت شما پشيمانى و اندوه به دنبال آورد. خدا شما را بكشد!، كه دلم را پر از خون كرديد و سينه‌ام را مملو از خشم ساختيد و پياپى جرعۀ اندوه در كامم ريختيد، تدبیرم را با نافرمانى و يارى نكردن تباه ساختيد، تا آنجا كه قريش گفت: 

" پسر ابو طالب شجاع هست ولى راه و روش جنگ را نمى‌داند." 

آيا كسى از آنان هست كه بيش از من در ميدان جنگ به سر برده و پيش قدم‌تر از من در ميدان كارزار باشد. هنوز بيست سال [26] نداشتم كه براى جنگ مهيّا شدم، اكنون بيش از شصت سال از عمرم گذشته. ولى براى كسى كه فرمانش را نمى‌برند رأى و برنامه‌اى كارساز نيست.

شگفتا، شگفتا! به خدا قسم وحدت آنان (شامیان) بر باطلشان، و پراكندگى شما از حقّتان دل را مى‌ميراند، و غُصّه را موجب مى‌گردد. رويتان زشت باد و همواره اندوهناك باشيد، كه خود را هدف تير دشمن ساختيد. شما را غارت مى‌كنند و شما به آنان حمله نمى‌كنيد! به شما هجوم مى‌آورند و شما نمى‌جنگيد! خدا را معصيت مى‌كنند و شما راضى هستيد! در تابستان شما را به جهاد با آنان فرا مى‌خوانم، مى‌گوييد: هوا گرم است، مهلت ده تا گرما برود، در زمستان شما را به حركت براى جنگ فرمان مى‌دهم، مى‌گوييد: هوا سرد است، فرصت بده تا سرما فرو نشيند. 

همۀ اينها براى فرار از گرما و سرماست! شما كه از گرما و سرما مى‌گريزيد پس به خدا قسم از شمشير گريزان‌تر خواهيد بود. » [27]

«... به خدا قسم مى‌بينم كه این جماعت به زودى بر شما چيره مى‌شوند، زيرا آنان بر باطل خود وحدت كلمه دارند، و شما در حقّ خود دچار تفرقه‌ايد. شما امام خود را در حقّ نافرمانى مى‌كنيد، و آنان از پيشوايشان در باطل اطاعت مى‌كنند. آنان نسبت به رهبر خود امانتدارند و شما خيانت مى‌ورزيد. آنان در شهرهايشان امور را سامان مى‌دهند و شما فساد و تباهى به بار مى‌آوريد! اگر من كاسه‌اى چوبى را به دست يكى از شما سپارم مى‌ترسم كه بند بى‌ارزش آن را بدزدد. 

خدايا من اينان را خسته كردم و اينان نيز مرا. آنان از من به ستوه آمدند و من نيز از آنان به تنگ آمدم. پس بهتر از اينان را به من عطا كن، و بدتر از من را بر ايشان بگمار ...» [28]

« اى مردمى كه پيكرهايتان با هم است، ولى خواسته‌هايتان گوناگون است! گفتارتان سنگ ِسخت را مى‌شكند، و كردارتان دشمنان را در شما به طمع مى‌اندازد. در مجلس‌ها رجز مى‌خوانيد، ولى هنگامى كه پيكار فرا مى‌رسد مى‌گوييد: اى جنگ از ما دور شو! آن كس كه شما را [به يارى] بخواند عزّت نيابد، و قلب كسى كه رنج شما را تحمل كند آسوده نگردد. 

بهانه‌هاى بی‌خردانه مى‌آوريد، و همچون بدهكار ِخواهان ِمهلت، از من مهلت مى‌خواهيد. انسان خوار و ترسو هرگز ستم را از خود دور نتواند كرد، و حقّ جز با تلاش به دست نيايد. 

شما كه از خانۀ خود دفاع نمى‌كنيد چگونه از خانۀ ديگران دفاع بکنید؟ و با كدام پيشوا پس از من به مبارزه مى‌رويد؟ به خدا سوگند فريب خورده كسى است كه شما او را فريب داده‌ايد. كسى كه با شما به پيكار رود به خدا سوگند با كُندترين تير به ميدان رفته، و كسى كه به يارى شما تير افكند تير بى‌پيكان به سوى دشمن انداخته. به خدا قسم به جايى رسيده‌ام كه نه سخن شما را راست مى‌شمارم، و نه اميدى به يارى شما دارم، و نه دشمن را از شما مى‌ترسانم. 

شما را چه مى‌شود؟ دواى دردتان چيست‌؟ راه مُداوايتان چيست؟ شاميان نيز مردمى چون شمايند. آيا سزاوار است كه فقط بگوييد و عمل نكنيد؟! و در غفلت بمانيد و پرهيزكار نباشيد، يا در غير حقّ طمع ورزيد؟! » [29]

 

این ها نمونه هایی از شکایت‌های حضرت از مردمی است که در کمترین امور دین و دنیا از فرمان خدا و رسول و وصیّ او سر باز زده و راه مخالفت پیش گرفته بودند. ولی مولا علی علیه السلام با صبری وصف ناپذیر و توکّل به خدای متعال همه این مشقات را تحمل نمود و بی هیچ واهمه‌ای برای اجرای فرامین الهی و برپایی عدل و داد الهی در جامعه اسلامی قیام نمود. چنان که حضرت در این باره می فرمانید هیچ چیز مانع و سدّ راه من از اجرای فرمان الهی نیست. و هیچ چیز یارای مقابله با ایشان نداشت.

حضرت در مقام اتکاء به حول و قوّه الهی در بخشی از نامه 36 نهج البلاغه می‌فرمایند: 

«(ای عقیل!)... در نظر دارم با اين جماعت پيمان‌شكن تا زمان دیدار خداوند بجنگم. نه فراوانى اطرافيان بر عزّتم مى‌افزايد، و نه پراكنده شدن از اطرافم سبب وحشتم مى‌شود. (ای عقیل!) مپندار برادرت [امیرالمؤمنین علیه السلام]، اگر چه مردم رهايش كنند، در برابر دشمن زار و فروتن گردد، يا از ناتوانى تن به ستم دهد، يا زِمام امر خويش به دست كسى سپارد و يا به كسى سوارى دهد. بلكه فرزندِ پدرت! چنان است كه آن شاعر بنى سليم گفته است: 

" اگر از من بپرسى كه چگونه‌اى‌؟ گويم: در برابر حوادث زمانه شكيبا و استوارم » « بر من سخت است كه محزونم ببينند، تا دشمن سرزنش كند يا دوست غمگين شود." » [30]

در روایتی از امام صادق علیه السلام علت این عزم فولادین امیرالمؤمنین علیه السلام چنین بیان شده است:          
 به سبب اعتصام و توکل بر الله تبارک و تعالی است که مولا علی علیه السلام همه حالات برایش یکسان بوده است و به حسب ظاهر اتفاق و اقتراق مردم از کنارش، از جهت مولا سُستی و یا کاستی ایجاد نمی‌کرده و عزم حضرت را تضعیف نمی‌کرده است.

چنانکه در زیارت رسیده از حضرت امام حسن عسکری برای مولا علی علیهما السلام اشاره شده است:

« ... وَأَنْتَ الْقائِلُ‌: « لاتَزِيْدُنِي كَثْرَةُ النّاسِ حَوْلي عِزَّةً‌، وَلا تَفَرُّقُهُمْ عَنِّي وَحْشَةً‌، وَلَوْ أَسْلَمَنِي النّاسُ جَمِيْعاً لَمْ أَكُنْ مُتَضَرِّعاً » [31] .

اِعْتَصَمْتَ بِاللّهِ فَعَزَزْتَ‌ ...

ترجمه: و شما همان کسی هستی که فرمود: فزونى جمعيت گرداگرد من توان بيشترى به من نمى‌بخشد، و پراكنده شدن آنان هراسى در من پديد نمى‌آورد. [32] به سبب آنکه به خدای عزیز تکیه نمودی پس همیشه پیروز شدی و شکست ناپذیر شدی ...[33]»

و این حقیقتی است راستین و وعده الهی که هر کس واقعا به خدای عزیز اتکاء کند به آثاری شگرف و مددهای الهی نائل آید. هر کس به ریسمان الهی چنگ زند هیچ شیطانی در او اثر نکند [34] و زیانش نرساند و در خواسته اش پیروز شود [35] و نجات پیدا کند [36] و خدا او را مصون نگه می‌دارد و از هر بلائی او را محفوظ داشته [37] و خدا او را هدایت کند و اگر به خدا توکل کند، خدا او را کفایت کند. [38]

حضرت در همه این مراحل و سختی ها صبری در خور ِستایش نمود و انسجام و اتحاد مؤمنین را تضمین کرد و در سایه توکّل بر خدای عزیز حوادث و فتنه‌های عظیم در جامعه مسلمین را به بهترین طریقۀ ممکن مدیریت و تدبیر نموده تا به جامعه و اتحّاد مسلمین کمترین آسیبی وارد نشود و دین مردم در سلامت باشد و آسایش دنیایشان به خطر نیفتد و مورد ستم دشمنان واقع نشوند. 

 صبر در فراق پیامبر صلی الله علیه وآله

بی شک در میان همه مصائب و مشقات در دوران مولا امیرالمؤمنین علی علیه السلام رنجی که سرآمد رنج‌ها و سختی‌ها است، شهادت پیامبر ختمی مرتبت حضرت محمد صلی الله علیه و آله می باشد. او که به نور هدایت همه تاریکی‌ها و آلودگی ها را از پیش پای بشریت زدود و همه حجاب ها را کنار زد تا هر که چشم گشاید به حقّ رَسَد.

مولا فراق رسول الله صلی الله علیه و آله را در خطبه 235 به بزرگترین اندوه و مصیبت نامیدند؛ مصیتی که دیگر مصیبت‌ها در مقایسه با آن اندک اند.

« پدر و مادرم فدايت باد اى رسول خدا، با رفتن تو چيزى قطع شد [و پايان پذيرفت] كه با وفات ديگران قطع نمى‌شود. نبوّت و وحی آسمانى. رحلت تو رويداد خاصّى بود، كه مصيبت‌هاى ديگر را از ياد برد، و چنان عموميت يافت كه همگان در برابرش يكسان بودند. اگر ما را به شكيبايى امر نكرده بودى، و از زارى كردن منع ننموده بودى، آنقدر بر تو مى‌گريستيم كه چشمانمان خشك شود، و اين درد براى ما بى‌درمان مى‌ماند، و اندوهمان پايان نمى‌يافت، و اين همه هنوز در عزای مصيبت تو كم بود. اما كسى نمى‌تواند مرگ را بازگرداند، و آن را دفع كند. پدر و مادرم فدايت باد، ما را نزد پروردگار خويش ياد كن، و به خاطر بسپار.» [39]

حضرت مولا در عظمت این فراق و مصیبت فرموده است هر چند سختی این مصیبت و حقّ آن چنین است که تا قیامت باید بر آن گریست و حزن و اندوه آن ابدی بود و با قلب و جان ما هم قَسم! و اگر نهی از این امتداد درد و رنج نبود و امر به صبر بر آن از جانب رسول الله صلی الله علیه وآله نبود، دردِ فراغ شما طول مى‌كشيد و تا ابد امتداد پيدا مى‌كرد. [40]

 صبر در فراق حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها

در خطبه 202 نهج البلاغه اوج این مصیبت و صبر بر فراق حضرت فاطمه سلام الله علیها را با هم می‌خوانیم.

« سلام بر تو ای پيامبر خدا، سلام من و دخترت كه اكنون در كنار تو آمده، و به سرعت به تو پيوسته. اى رسول خدا، بر شهادت دخت برگزيدۀ تو شكيبايى‌ام اندك شد، و طاقت و توانم از دست رفت، ولى مرا كه غم بزرگ جدايى تو را ديده‌ام و رنج مصيبت تو را كشيده‌ام جاى صبر و شكيبايى است؛ زيرا من با دست خود تو را در بستر قبر نهادم، و سرت بر سينۀ من بود كه جان به جان آفرين تسليم كردى؛ پس ما از خداييم و به خدا باز مى‌گرديم . 

آن امانت [كه نزد من سپرده بودى] بازگردانده شد، و آن روحِ ِدر بدن، گرفته شد. امّا از اين پس اندوه من هميشگى است، و شبم با بيدارى مى‌گذرد، تا زمانى كه خداوند همان جايگاه را كه تو در آن اقامت كرده‌اى، براى من برگزيند. 

به زودى دخترت به تو خبر دهد كه چگونه امّتت جمع شدند و بر او ستم كردند. در پرسيدن از او اصرار بورز، و خبر حال ما را از او بخواه؛ اين در حالى بود كه از وفات تو زمانى نگذشته بود، و تو از يادها نرفته بودى. سلام بر شما باد سلام كسى كه وداع مى‌كند، نه سلام كسى كه رنجيده و دلتنگ است. 

اگر از كنار تو بروم نه به سبب ملالت است، و اگر بمانم نه به خاطر بدگمانى به وعده‌اى است كه خداوند به صابران داده.»[41]

چه سخت است این فراق و جدایی از محبوب ترین و بهترین ِخلق! صبر بی‌نظیر و غیر قابل توصیف مولا امیرالمؤمنین علی علیه اسلام بر این مصائب نشان از ایمان و اتکاء او به خدای متعال است، صبری که سخن از آن هم برای ما عجیب است و همه عالمیان را مبهوت می‌کند.

در فرازی از زیارت مولا امیرالمؤمنین علی علیه السلام که به عظمت ِصبر مولا در راه خدا اشاره دارد، می‌خوانیم:

« سلام الهى بر تو باد اى ولیّ خدا، تو اولین مظلوم هستی، و اولین كسى كه حق تو را غصب کردند و صبر نمودى از جهت رضاى الهى تا وقتى كه رتبه شهادت را بلند گردانيدى و به جوار رحمت الهى پيوستى، و گواهى مى‌دهم كه با شهادت از دنيا رفتى و ملاقات كردى خداوند خود را چنانكه او فرموده بود، ...» [42]

جمع بندی

در این مقاله، جلوه‌هایی از صبر و توکل امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب علیه السلام در ابعاد گوناگون زندگی ایشان بررسی شده است. حضرت با ایثار در شب هجرت (لیلة المبیت)، جان‌فشانی در جنگ احد، صبر بر غصب خلافت و نیز تحمل نافرمانی‌های مردم در دوران خلافت خود، الگوی کامل استقامت و اعتماد به خدای متعال را به نمایش گذاشتند. افزون بر این، صبر ایشان در فراق پیامبر صلی الله علیه و آله و حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها، اوج صبر و توکل را نشان می‌دهد. 


[1]  روضة الواعظین ، جلد۱،  صفحه۱۱۴ .

 

[2] - مشارق الأنوار: ١١١.

[3] - بحرانی هاشم بن سلیمان. غایة المرام. ج 5، مؤسسة التاريخ العربي، 1422، ص 149.

[4] - ابن‌شعبه حسن بن علی. تحف العقول. جامعه مدرسین حوزه علمیه قم. دفتر انتشارات اسلامی، 1404، ص 207.

 - «... مِفْتَاحُ اَلْجَنَّةِ اَلصَّبْرُ  ... راه گشای بهشت و رسیدن به آن صبر است. » مجلسی محمدباقر بن محمدتقی. بحار الأنوار. ج 75، دار إحياء التراث العربي، 1403، ص 9.

 - « عَلِيٍّ عليه السلام : اَلصَّبْرُ مِفْتَاحُ اَلظَّفَرِ، وَ اَلتَّوَكُّلُ عَلَى اَللَّهِ رَسُولُ اَلْفَرَجِ‌ : صبر راه رسیدن و کلید پیروزی است و توکل بر خدا، پیام آور گشایش است » محمودی محمدباقر. نهج السعادة في مستدرک نهج البلاغة. ج 7، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی. سازمان چاپ و انتشارات، 1418، ص 152.

[5] _ پارچه ای که رسول الله صلی الله علیه وآله به هنگام خواب در بستر به روی خود می‌کشیدند.

[6] -  بحرانی هاشم بن سلیمان. غایة المرام. ج 4، مؤسسة التاريخ العربي، 1422، ص 22.

[7] - بحرانی هاشم بن سلیمان. غایة المرام. ج 4، مؤسسة التاريخ العربي، 1422، ص 17. به نقل از العمدة، الثعلبي، صفحه ٣٦٧/٢٣٩. - بحرانی هاشم بن سلیمان. غایة المرام. ج 4، مؤسسة التاريخ العربي، 1422، ص 23. -  امالی ، شیخ طوسی ره. ص ٤٦٩ ، مجلس 16. نشر بنیاد بعثت.قم 1414 هـ ق.

[8] - بحرانی هاشم بن سلیمان. غایة المرام. ج 4، مؤسسة التاريخ العربي، 1422، ص 23. به نقل از الخصائص، سید مرتضی، ص 59. و بحارالانوار، مجلسی، محمد باقر، جلد 43 : صفحه 36.

[9] - المغازى، ج ۱، صص ۲۲۳-۲۲۲؛ در اشعار كعب مالك اشاراتى به دستورات رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم آمده و ضمن آن از اين نكته ياد شده كه بايد ترس از مرگ را كنار بگذارند و خالص براى خدا باشند: السيرة النبويه، ابن هشام، ج ۳ ص ۱۳۳

[10] - مفید محمد بن محمد. الارشاد. ج 1، کتابفروشی اسلاميه، 1376، ص 73.

[11] - المغازى، ج ۱، ص ۲۲۶، (اشاره به خوابى كه رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم ديده بود)

[12] - جعفریان رسول. سیره رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم. دليل ما، 1383، ص 512.

[13] - السيرة النبويه، ابن هشام، ج ۳، ص ۱۰۰؛ مجمع البيان، ج ۲، ص ۴۹۷.

[14] -  همان، ج ۳، ص ۴۷؛ دلائل النبوه، بيهقى، ج ۳، ص ۲۳۴.

[15] - ... به سوى على عليه السّلام خم شد و او را در آغوش گرفت و گريست. على عليه السّلام نيز گريست و پرسيد: اى پيامبر خدا، چه چيز شما را به گريه واداشته است‌؟ فرمود: « بر كينه‌هاى نهفته در سينه‌هاى كسانى مى‌گريم كه تنها پس از من آن‌ها را آشكار كنند» مولا پرسيد: اى پيامبر خدا، چه كنم‌؟ فرمود: «صبر كن، و اگر صبر نكنى با سختى و دشوارى روياروى شوى. »

  - ر.ک : ابن‌شهرآشوب محمد بن علی. المناقب، ترجمه صابری. ج 2، شرکت انتشارات علمی و فرهنگی، 1392، ص 1055و ص 2118. و ص 2153.

[16] - شریف رضی محمد بن حسین. نهج البلاغة (صبحي الصالح). مؤسسة دار الهجرة، 1407، ص 48.

[17] - ابوبكر كه در سال ۱۱ هجرى به خلافت رسيده بود، در جمادى الاخره سال ۱۳ هجرى مُرد، و خلافت عمر از آن زمان تا ذى الحجّة سال ۲۳ هجرى به طول انجاميد. علیهما لعنة الله.

[18] - شیروانی علی. نهج البلاغة ،ترجمه شیروانی. نسيم حيات، 1381، ص 46 و 47.

[19]  - كنايه از بر هم زدن امور يا ضايع كردن حقّ است. 

[20] - شیروانی علی. نهج البلاغة (ترجمه شیروانی). نسيم حيات، 1381، ص 401.

[21] - نام درختی است بسیار تلخ، کنایه از هر نوع تلخی.

[22] شیروانی علی. نهج البلاغة (ترجمه شیروانی). نسيم حيات، 1381، ص 71.

[23] -  [در ذى الحجه سال ۲۳ هجرى پس از قتل عمر] هنگامى كه شوراى خلافت تصميم گرفت با عثمان بيعت كند.

    - شیروانی علی. نهج البلاغة (ترجمه شیروانی). نسيم حيات، 1381، ص 115. خطبه 74.

[24] - همان، ص 115.

[25] - ر.ک نامه 35 نهج البلاغه در نکوهش از سستی برای اعزام نیرو برای یاری محمد بن ابی بکر ره در محاصره مصر توسط لشکر معاویه و عمرعاص و شامیان لعنة الله علیهم.

   - لینک مقاله محمد بن ابی بکر در سایت عشقعلی : 

https://eshghali.com/news/200/%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF-%D8%A8%D9%86-%D8%A7%D8%A8%DB%8C-%D8%A8%DA%A9%D8%B1                   

[26] - چنان كه علامه شوشترى در بهج الصباغة (ج ۱۰، ص ۵۱۴) آورده، روايت مسعودى كه در آن به جاى «ما بلغت العشرين؛ هنوز بيست سال نداشتم» آمده «و ما بلغت الثلاثين، هنوز سى سال نداشتم» صحيح‌تر به نظر مى‌رسد، زيرا سن امير مؤمنان در نخستين جنگ، يعنى بدر بيست و پنج سال بود. 

[27] - شیروانی علی. نهج البلاغة، ترجمه شیروانی. نسيم حيات، 1381، ص 74.

[28] - همان، ص 69.

[29] - همان، ص 77.

[30] - شیروانی علی. نهج البلاغة (ترجمه شیروانی). نسيم حيات، 1381، ص 486. نامه 36 به جناب عقیل، بردار حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام.

[31] - نهج البلاغه: ۴۰۹ ك ۳۶ (شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد: ۱۴۸/۱۶)..

[32] - حکیمی محمدرضا. الحیاة / ترجمه آرام. ج 12، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، 1380، ص 596.

[33] - مجلسی محمدباقر بن محمدتقی. تحفة الزائر. پيام امام هادی (عليه السلام)، 1386، ص 158. - بحار الأنوار، جلد: ۹۷، صفحه: ۳۶۲.- تحفة الزائر، صفحه: ۱۵۸. - المزار، صفحه: ۷۲

[34] - حدیث ٤/٦٤٣٢ - من اعتصم باللّه لم يضرّه شيطان . ٢١٤/٥، غرر الحکم ،آمدی، ترجمه رسولی محلاتی، جلد: ۲، صفحه: ۱۲۲.

[35] - حدیث ٥/٦٤٣٣ - من اعتصم باللّه عزّ مطلبه . ٢٧٣/٥، غرر الحکم ،آمدی، ترجمه رسولی محلاتی، جلد: ۲، صفحه: ۱۲۲.

[36] - حدیث ٣٩٢١ - مَنِ اِعْتَصَمَ بِاللَّهِ نَجَّاهُ [نَجَا] (٥/١٧١). تصنیف غرر الحکم، صفحه: ۱۹۸.

[37] و من اعتصم باللّه عصمه اللّه ... شرح الکافی، جلد: ۸، صفحه: ۲۰۰.

[38] من اعتصم بالله تبارك و تعالى هدي، و من توكّل على الله عزّ و جلّ كفي ... [ألف] آية نزلت في الامام علي (ع)، صفحه: ۴۲۵.

[39] - شیروانی علی. نهج البلاغة، ترجمه شیروانی. نسيم حيات، 1381، ص 425.

[40] - منتظری حسینعلی. درسهایی از نهج البلاغه. ج 11، سرايی، 1395، ص 707.

[41] - شیروانی علی. نهج البلاغة ، ترجمه شیروانی. نسيم حيات، 1381، ص 382.

[42] - مجلسی محمدتقی. لوامع صاحبقراني. ج 8، اسماعيليان، 1414، ص 572.

اشتراک‌گذاری این مطلب:

نظرات کاربران (0)

دیدگاه خود را بنویسید

هنوز دیدگاهی ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

همین حالا عشقعلی را نصب کنید

دسترسی به تمام امکانات به صورت رایگان. با 100 هزار کاربر عشقعلی همراه شوید