کودتای سقیفه 2 (هشدار ها و نگرانی های پیامبر صلی الله علیه وآله)

خلاصه مسابقه
کودتای سقیفه ۲؛ هشدارها و نگرانی پیامبر از انحراف جامعه و فتنههای پس از خود
بررسی دقیق متون تاریخی و روایی نخستین نشان میدهد که تحولات سیاسی منجر به تغییر مسیر خلافت در روز رحلت پیامبر اسلام (ص)، رخدادی دفعی و غیرمنتظره نبوده است. در حوزه سقیفه پژوهی و بررسی تاریخی حوادث پس از رحلت، یکی از مهمترین پرسشهای بنیادین این است که آیا رسول خدا (ص) نسبت به آینده سیاسی و فکری امت خویش و احتمال بروز انحراف در میان اصحاب، پیشبینی و هشداری داشتهاند؟
واکاوی منابع معتبر فریقین (شیعه و اهلسنت) اثبات میکند که پیامبر اکرم (ص) نه تنها در ماهها و روزهای پایانی حیات خود بارها از فرارسیدن اجل خویش خبر داده تا بهانهای برای غافلگیری سیاسی باقی نماند، بلکه با ترسیم دقیق خطرات پیش رو، نسبت به «ارتداد به قهقرا»، «تغییر سنت پیامبر» و «به حاشیه رانده شدن اهلبیت (ع)» هشدارهای صریحی صادر فرمودهاند.
۱. پیشآگاهی دادن پیامبر (ص) از نزدیکی رحلت؛ آمادهسازی امت برای دوران پس از خود
رحلت پیامبر اکرم (ص) واقعهای ناگهانی نبود که جامعه اسلامی را در خلأ تصمیمگیری غافلگیر کند. آن حضرت در سه مقطع کلیدی در ماههای پایانی عمر شریفشان، خبر نزدیک بودن وفات خود را به صراحت در میان عموم مسلمانان اعلام کردند تا ضمن آمادهسازی ذهنی امت، زمینه را برای تثبیت وصایت و جانشینی پس از خود فراهم سازند.
الف) خطبه پیامبر در حجةالوداع (صحرای منا و عرفات)
نخستین اعلان عمومی و گسترده پیامبر (ص) درباره نزدیکی رحلتشان، در جریان کنگره عظیم حجةالوداع (ذیحجه سال دهم هجری) رخ داد. ایشان بر فراز شتر خود (قصواء) و در حالی که جمعیت انبوه حاجیان پیرامونشان را گرفته بودند، خطبهای ایراد فرمودند و احتمال آخرین دیدار با امت را مطرح ساختند. در این خطبه، پیامبر (ص) خطاب به مردم فرمودند که سخنانشان را با دقت بشنوند و در آن تعقل کنند، چرا که شاید پس از این سال دیگر هرگز آنان را در این جایگاه نبینند.
ایشان بلافاصله پس از این پیشآگاهی، با پرسش از مردم درباره حرمت ماه ذیحجه، شهر مکه و روز حج، بر حرمت خون، مال و آبروی مسلمانان تأکید کردند تا مبادا پس از رحلتشان، رقابتهای قبیلهای و سیاسی به خونریزی میان امت منجر شود.
تحلیل تطبیقی اسناد درباره زمان و مکان خطبه: مورخان متقدم در ثبت اصل این پیشگویی متفقالقولاند، اما در جزئیات زمانی و مکانی آن تفاوتهایی در اسناد دیده میشود که نشاندهنده تکرار این هشدار توسط پیامبر (ص) در مواقف مختلف حج است:
منبع تاریخی / روایی | زمان و مکان ثبتشده برای خطبه | جزئیات و ویژگیهای نقل |
|---|---|---|
مغازی واقدی (ج ۳، ص ۱۱۱۱) | بعد از ظهر روز ۱۱ ذیحجه (فردای عید قربان) در منا | ایراد خطبه بر فراز شتر «قصواء» و پرسش از مردم درباره حرمت ماه، شهر و روز حرام. |
الطبقات الکبری ابنسعد (ج ۸، ص ۲۳۹) | روز ۱۱ ذیحجه (یوم الرؤوس / أوسط أیام التشریق) در مشعرالحرام | خطاب به امیرالمؤمنین (ع) و عموم مردم با تأکید بر اینکه پس از این سال شما را نخواهم دید. |
الکامل فی التاریخ ابناثیر (ج ۲، ص ۳۰۲) | روز عرفه در صحرای عرفات | به دلیل کثرت جمعیت، «ربیعة بن أمیة بن خلف» مأمور تکرار و ابلاغ صدای پیامبر به مردم بود. |
سیره ابنهشام (ج ۲، ص ۶۰۳) و تاریخ طبری (ج ۳، ص ۱۵۰) | در جریان مناسک حجةالوداع (مطلق) | ثبت خطبه بدون تعیین روز خاص، با تأکید بر احتمال عدم دیدار مجدد در این موقف و حرمت خون و اموال. |
ب) خبر از اجابت دعوت حق در غدیر خم و پیوند آن با حدیث ثقلین
دومین ایستگاه کلیدی پیشآگاهی پیامبر (ص)، در مسیر بازگشت از حجةالوداع و در منطقه استراتژیک «غدیر خم» (در سه میلی جحفه) در روز ۱۸ ذیحجه رقم خورد. پیامبر اکرم (ص) پس از اقامه نماز ظهر، بر فراز منبری از جهاز شتران قرار گرفتند و پیش از اعلام رسمی جانشینی امیرالمؤمنین علی (ع) و بیان حدیث ثقلین، بار دیگر خبر وفات خویش را به عنوان فلسفه اصلی این تجمع مطرح ساختند.
بر اساس گزارش ثبتشده در صحیح مسلم و سبل الهدی و الرشاد صالحی شامی، پیامبر (ص) در این خطبه تصریح کردند که بسیار نزدیک است که فرستاده پروردگار (فرشته مرگ) فرا برسد و ایشان دعوت حق را اجابت کنند؛ سپس بلافاصله اعلام فرمودند که در میان امت دو امانت گرانبها (ثقلین) به جا میگذارند: نخست کتاب خدا که در آن هدایت و نور است، و دیگری اهلبیتشان که سه بار درباره رعایت حرمت و جایگاه آنان به مردم هشدار دادند.
همچنین محمد بن سعد به نقل از ابوسعید خدری و علامه امینی، این خطبه را با قید عدم جدایی قرآن و عترت تا زمان ورود بر حوض کوثر (لَنْ يَفْتَرِقَا حَتَّى يَرِدَا عَلَيَّ الْحَوْضَ) و هشدار نسبت به پیشی گرفتن یا عقب ماندن از اهلبیت (ع) ثبت کردهاند.
همزمانی خبر رحلت با معرفی «قرآن و عترت» و نصب حضرت علی (ع)، به روشنی اثبات میکند که پیامبر (ص) نسخه هدایت و ساختار رهبری سیاسی و معرفتی امت را دقیقاً برای دوران پس از وفات خویش تدوین و ابلاغ کردهاند.
ج) سوگواره فراق؛ یک ماه پیش از رحلت در جمع اصحاب
سومین مقطع، حدود یک ماه پیش از رحلت و پیش از آغاز بیماری رسول خدا (ص) در مدینه رخ داد؛ زمانی که ایشان در سلامت کامل به سر میبردند. عبدالله بن مسعود روایت میکند که یک ماه پیش از وفات، پیامبر (ص) جمعی از اصحاب را در حجره عایشه گرد آوردند و پس از توصیه به تقوای الهی، پرهیز از برتریجویی و فساد در زمین و تلاوت آیه ۸۳ سوره قصص، از نزدیک شدن زمان فراق خبر دادند. هنگامی که اصحاب از زمان اجل ایشان پرسیدند، حضرت فرمودند که زمان جدایی و بازگشت به سوی خداوند، جنةالمأوی، سدرةالمنتهی و رفیق اعلی فرا رسیده است.
نکته بسیار مهم در حاشیه این نشست آن است که اصحاب پس از شنیدن این خبر، درباره جزئیاتی همچون غسلدهنده پیکر پیامبر (ص)، کفن و نحوه اقامه نماز و دفن ایشان سؤال کردند، اما هیچ سؤالی درباره «جانشین سیاسی و فکری پیامبر» نپرسیدند؛ امری که نشان میدهد به دلیل فاصله اندک با واقعه غدیر خم، تکلیف مسئله جانشینی نزد حاضران روشن بوده است.
در همین راستا، شیخ صدوق به نقل از ابنعباس گزارش میدهد که وقتی عمار بن یاسر از پیامبر (ص) پرسید چه کسی پس از وفات، پیکر شما را غسل میدهد، آن حضرت صراحتاً «علی بن ابیطالب (ع)» را معرفی فرمودند .
۲. هشدارهای صریح درباره وقوع فتنههای تاریک و بازگشت به جاهلیت
در کنار خبر دادن از اصل رحلت، بخش عمدهای از سخنان پیامبر (ص) در ماهها و روزهای پایانی حیاتشان به پیشبینی بحرانهای اعتقادی و سیاسی پس از خود اختصاص داشت. بررسی تطبیقی آیات قرآن و خطبههای نبوی نشان میدهد که دغدغه اصلی پیامبر (ص)، بازگشت مسلمانان به مناسبات جاهلی و انحراف از مسیر تعیینشده توسط وحی بوده است.
الف) هشدار قرآنی درباره ارتداد و بازگشت به عقب (آیه ۱۴۴ آل عمران)
قرآن کریم پیش از رحلت پیامبر (ص)، در آیه ۱۴۴ سوره آل عمران (معروف به آیه انقلاب)، به صراحت نسبت به خطر عقبگرد امت پس از وفات یا شهادت رسول خدا (ص) هشدار داده بود. در این آیه تصریح شده است که محمد (ص) تنها فرستادهای است که پیش از او نیز پیامبرانی آمدهاند؛ پس آیا اگر او بمیرد یا کشته شود، شما به پاشنههای پای خود به عقب بازمیگردید (انْقَلَبْتُمْ عَلَىٰ أَعْقَابِكُمْ)؟ و هر کس به عقب بازگردد، هرگز به خدا زیانی نمیرساند و خداوند به زودی سپاسگزاران را پاداش خواهد داد.
مفهوم «انقلاب علی الأعقاب» در ادبیات قرآنی به معنای ارتداد سیاسی و فرهنگی، رها کردن تعالیم نبوی و بازگشت به سنتها و تعصبات قبیلهای جاهلیت است.
پیامبر اکرم (ص) نیز دقیقاً در راستای همین هشدار قرآنی، در جریان حجةالوداع (در کنار چاه زمزم پس از رمی جمره عقبه و نیز در فردای عید قربان)، مردم را ساکت کرده و این خطر را به تصویر کشیدند.
بر اساس گزارش صحیح بخاری (ج ۵، ص ۱۷۷، احادیث ۴۴۰۵ و ۴۴۰۶ به نقل از جریر) و المغازی واقدی (ج ۳، ص ۱۱۱۳)، پیامبر (ص) فرمودند: مبادا پس از من کافر و گمراه شوید و گردن یکدیگر را بزنید (لَا تَرْجِعُوا بَعْدِي كُفَّارًا -أو ضُلَّالًا- يَضْرِبُ بَعْضُكُمْ رِقَابَ بَعْضٍ).
احمد بن ابییعقوب در تاریخ الیعقوبی (ج ۲، ص ۱۰۹-۱۱۱) ثبت کرده است که پیامبر (ص) بلافاصله پس از این هشدار، راهکار مصونیت از این گمراهی و خونریزی را تمسک به «کتاب خدا و عترت (اهلبیت)» معرفی فرمودند.
ب) حضور شبانه در قبرستان بقیع؛ فتنههایی همچون پارههای شب سیاه
یکی از تکاندهندهترین مواقف پیامبر (ص) که دقیقاً در آستانه آغاز بیماری رحلتشان در مدینه رخ داد، حضور شبانه ایشان در قبرستان «بقیع» و استغفار طولانی برای اهل قبور بود.
پیامبر (ص) در میان قبرستان ایستادند و با خطابی معنادار، جایگاه خفتگان در خاک را نسبت به کسانی که پس از ایشان زنده میمانند، تبریک گفتند؛ چرا که فتنههایی همچون پارههای شب تاریک و ظلمانی (أَقْبَلَتِ الْفِتَنُ كَقِطَعِ اللَّيْلِ الْمُظْلِمِ) یکی پس از دیگری به سوی مردم هجوم میآورند که هر فتنه از فتنه قبلی بدتر و سنگینتر است.
جدول تطبیقی اسناد شیعه و اهلسنت در ماجرای خطبه بقیع: مقایسه گزارشهای تاریخی نشان میدهد که اگرچه هر دو مذهب اصل خطبه و هشدار درباره فتنههای همچون شب تاریک را ثبت کردهاند، اما در جزئیات همراهان پیامبر (ص) تفاوتهای مهمی وجود دارد:
محورهای مقایسه | گزارش منابع اهلسنت (سیره ابنهشام، ج ۲، ص ۶۴۲؛ طبقات ابنسعد، ج ۲، ص ۱۵۷؛ انسابالاشراف بلاذری، ج ۱، ص ۵۴۳-۵۴۵) | گزارش منابع شیعه (الإرشاد شیخ مفید، ج ۱، ص ۱۸۱) |
|---|---|---|
بستر زمانی رویداد | در دل شب، درست پیش از آغاز بیماری پیامبر (ص). با بازگشت از بقیع در صبحگاه، سردرد و تب حضرت آغاز شد. | همزمان با فرمان مؤکد پیامبر برای حرکت سپاه اسامه به لشکرگاه جُرف و عارض شدن کسالت و بیماری بر حضرت. |
همراهان پیامبر (ص) | تنها غلام پیامبر؛ در نقل ابنهشام و بلاذری «ابومویهبه» و در نقل ابنسعد «ابورافع» ذکر شده است. | امیرالمؤمنین علی (ع) در حالی که پیامبر (ص) دست ایشان را گرفته بودند و جمعی از مردم نیز حضرت را همراهی میکردند. |
مفاد هشدار و اخبار غیبی | خطاب به اهل قبور درباره هجوم فتنههایی همچون پارههای شب تاریک و خبر دادن به ابومویهبه/ابورافع درباره اختیار لقای الهی بر خزائن دنیا. | علاوه بر هشدار فتنههای همچون شب تاریک، پیامبر (ص) رو به حضرت علی (ع) فرمودند: جبرئیل هر سال یک بار قرآن را بر من عرضه میکرد، اما امسال دو بار عرضه کرد و این نشانه فرارسیدن اجل من است. |
ج) بارش فتنهها در خانههای مدینه (حدیث مواقع الفتن)
علاوه بر خطبه بقیع، پیامبر اکرم (ص) وقوع فتنههای پس از خود را به صورت عینی و ملموس در جغرافیای شهر مدینه نیز به اصحاب نشان داده بودند.
محمد بن اسماعیل بخاری به نقل از اسامة بن زید روایت میکند که روزی رسول خدا (ص) بر فراز یکی از قلعهها و ساختمانهای بلند مدینه (أُطُمٍ مِنْ آطَامِ الْمَدِينَةِ) قرار گرفتند و در حالی که به خانههای شهر مینگریستند، فرمودند: آیا آنچه را من میبینم، شما نیز میبینید؟ همانا من جایگاه فرود آمدن فتنهها را در لابهلای خانههای شما میبینم، همانگونه که قطرههای باران به شدت فرو میریزند (إِنِّي لَأَرَى مَوَاقِعَ الْفِتَنِ خِلَالَ بُيُوتِكُمْ كَمَوَاقِعِ الْقَطْرِ).
این تشبیه نبوی نشان میدهد که فتنههای پس از رحلت، محدود به قبایل بادیهنشین اطراف مدینه (جنگهای رده) نبوده، بلکه کانون اصلی آن در درون خانههای مدینه و در میان مدعیان قدرت سیاسی شکل میگرفته است.
د) امتی که 72 فرقه می شوند
در همین راستا، در منابع حدیثی اهلسنت به نقل از ابوهریره گزارش شده است که پیامبر (ص) با اشاره به سرنوشت امتهای پیشین هشدار دادند که یهود به ۷۱ فرقه منشعب شد و امت من پس از من به ۷۳ فرقه تقسیم خواهد شد.
۳. حدیث متواتر «حوض کوثر»؛ تکاندهندهترین پیشگویی درباره سرنوشت برخی اصحاب
در میان تمامی پیشگوییهای پیامبر اکرم (ص) پیرامون آینده اصحاب، «حدیث حوض کوثر» جایگاهی ویژه و چالشبرانگیز در مباحث کلامی و تاریخی دارد.
این حدیث که در معتبرترین جوامع حدیثی اهلسنت (بهویژه در جلد دهم صحیح بخاری) به حد تواتر نقل شده، نظریه «عدالت مطلق تمامی صحابه» را با چالشی بنیادین روبهرو میسازد و از تغییر مسیر دین توسط گروهی از اصحاب سرشناس پس از رحلت پیامبر (ص) پرده برمیدارد.
بر اساس برآیند این روایات (که بخشی از آن در صحرای عرفات بر فراز شتر مخضرمه ایراد شده است)، پیامبر (ص) صحنهای از روز قیامت را چنین توصیف میکنند:
من پیشاپیش شما در کنار حوض کوثر ایستادهام؛ ناگهان گروهی از اصحاب من (رِجَالٌ مِنْكُمْ / رَهْطٌ مِنْ أَصْحَابِي) را میآورند به گونهای که من آنان را میشناسم و آنان نیز مرا میشناسند. اما پیش از آنکه به من برسند، فرشتگان عذاب میان من و آنان حائل شده و آنان را به سمت آتش جهنم میکشانند (إِلَى النَّارِ وَاللَّهِ).
در اینجا پیامبر(ص) برای این که حقیقت آن افراد بر حاضران در قیامت و همگان آشکار گردد، به درگاه الهی عرض میکند: پروردگارا! اینها از اصحاب من بودند (يَا رَبِّ أَصْحَابِي / أُصَيْحَابِي)! در پاسخ گفته می شود: ای محمد! آنها پس از تو بدعتها و تغییرات بزرگی در دین پدید آوردند؛ آنان پس از تو به پاشنههای پای خود به قهقرا بازگشتند و مرتد شدند (إِنَّهُمْ ارْتَدُّوا عَلَى أَدْبَارِهِمْ الْقَهْقَرَى).
هنگامی که حقیقت عمل آنان برای حاضران در قیامت آشکار میشود، پیامبر(ص) از آنان اعلام برائت کرده و میفرمایند: دور باد، دور باد کسی که پس از من مسیر دین را تغییر داد (سُحْقًا سُحْقًا لِمَنْ غَيَّرَ بَعْدِي).
فهرست اسناد و راویان حدیث حوض در کتب صحاح و سنن: تعدد راویان صحابی این حدیث در منابع اهلسنت، اثباتکننده تواتر و قطعیت صدور آن از زبان رسول خدا (ص) است:
- روایت عبدالله بن مسعود: ثبتشده در سنن ابنماجه (ج ۲، ص ۲۹۶) در خطبه عرفات با تعبیر «فلا تسودوا وجهي... يا رب! أصيحابي؟» و در صحیح بخاری (ج ۱۰، ص ۱۹۲) با عبارت «مَا أَحْدَثُوا بَعْدَكَ».
- روایت انس بن مالک: ثبتشده در صحیح بخاری (ج ۱۰، ص ۱۹۳) با تأکید بر شناخت مستقیم پیامبر از این افراد (حَتَّى عَرَفْتُهُمْ اخْتُلِجُوا دُونِي).
- روایت سهل بن سعد ساعدی و ابوسعید خدری: ثبتشده در صحیح بخاری (ج ۱۰، ص ۱۹۳) که در آن ابوسعید خدری عبارت کلیدی نفرین پیامبر بر تغییردهندگان سنت خویش را نیز نقل کرده است: «فَأَقُولُ: سُحْقًا سُحْقًا لِمَنْ غَيَّرَ بَعْدِي».
- روایت ابوهریره و سعید بن مسیب: ثبتشده در صحیح بخاری (ج ۱۰، ص ۱۹۴ و ۱۹۵) از طریق اصحاب پیامبر (ص)، که در آن تصریح شده این افراد در دو گروه (زُمرَة) به سوی آتش جهنم رانده میشوند و جز عده بسیار اندکی (به اندازه شتران رهاشده و بیچوپان: مِثْلُ هَمَلِ النَّعَمِ) از آنان نجات نمییابند.
- روایت اسماء بنت ابیبکر: ثبتشده در صحیح بخاری (ج ۱۰، ص ۱۹۶) با تعبیر «وَ اللَّهِ مَا بَرِحُوا يَرْجِعُونَ عَلَى أَعْقَابِهِمْ؛ به خدا سوگند آنان پیوسته به عقب بازمیگشتند».
تعبیر «أصیحابی» (به صیغه تصغیر که در زبان عربی برای تقلیل یا اشاره به اصحاب خاص و نزدیک به کار میرود) و تأکید بر اینکه پیامبر (ص) شخصاً چهره و نام آنان را میشناسد، فرضیه برخی شارحان متأخر اهلسنت مبنی بر انحصار این حدیث در اعراب بادیهنشین مرتد را باطل میسازد؛ چرا که انحراف آنان «إحداث» (بدعتگذاری) و «تغییر» در سنت پیامبر (ص) پس از رحلتشان معرفی شده است.
۴. راهکارهای عملی پیامبر (ص) برای مسدود کردن مسیر انحراف و کارشکنی مخالفان
پیامبر اسلام (ص) در برابر این خطر بزرگ، تنها به هشدار زبانی اکتفا نکردند، بلکه در دو سطح «بلندمدت (در طول ۲۳ سال رسالت)» و «کوتاهمدت (در روزهای پایانی حیات)» اقدامات عملی دقیقی را برای مسدود کردن مسیر انحراف به اجرا گذاشتند.
الف) تثبیت جایگاه امیرالمؤمنین (ع) در طول دوران رسالت
رسول خدا (ص) از نخستین روزهای بعثت تا آخرین حج خویش، به صورت مستمر جایگاه انحصاری علی بن ابیطالب (ع) را به عنوان وصی، وزیر و جانشین خود تثبیت فرمودند تا هیچ ابهامی برای امت باقی نماند. پنج ایستگاه شاخص این فرآیند عبارتاند از:
- یومالدار (انذار عشیرة الأقربین): در آغازین سالهای بعثت در مکه، هنگامی که پیامبر (ص) خویشاوندان خود از بنی عبدالمطلب را گرد آوردند، در حضور بزرگان قریش و ابوطالب، دست بر شانه علی (ع) نوجوان نهادند و ایشان را برادر، وصی و خلیفه خویش معرفی کردند.
- اعطای پرچم در فتح خیبر: پس از ناکامی و فرار دیگر مدعیان در گشودن قلعههای خیبر، پیامبر (ص) اعلام فرمودند که فردا پرچم را به دست مردی میدهم که خدا و رسولش را دوست دارد و خدا و رسول نیز او را دوست دارند؛ مردی که مهاجم است و هرگز از میدان نمیگریزد.
- حدیث کساء و نزول آیه تطهیر: گرد آوردن امیرالمؤمنین، حضرت فاطمه، امام حسن و امام حسین (علیهمالسلام) در زیر کساء و نزول آیه ۳۳ سوره احزاب که عصمت و طهارت مطلق این خاندان را به عنوان محور هدایت امت تثبیت کرد.
- واقعه مباهله با نصارای نجران: به میدان آوردن حسنین (ع) به عنوان «أبناءنا»، حضرت زهرا (س) به عنوان «نساءنا» و امیرالمؤمنین علی (ع) به عنوان «أنفسنا» (جان پیامبر) در آیه ۶۱ سوره آل عمران؛
- واقعه غدیر خم؛ اوج و تجلی نهایی پیمان ولایت: اوج و منشور نهایی برنامه ۲۳ ساله رسالت، در ۱۸ ذیحجه سال دهم هجری در منطقه «غدیر خم» در بازگشت از حجةالوداع رقم خورد. این واقعه با فرمان آمرانه و هشداردهنده وحی در آیه تبلیغ آغاز شد:
«يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ ۖ وَإِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ ۚ وَاللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ» (مائده: ۶۷)
لحن کمنظیر آیه نشان میداد که رسالت ۲۳ ساله پیامبر در گرو ابلاغ این پیام است و خداوند وعده داد ایشان را از کارشکنی مخالفان حفظ نماید.
پیامبر (ص) در حرارت شدید نیمروز دستور توقف دادند، پیشتازان و بازماندگان کاروان گرد آمدند و از جهاز شتران منبری برافراشته شد. حضرت پس از یادآوری نزدیکی ارتحال خویش و بیان حدیث ثقلین، ابتدا اقرار به اولویت مطلق گرفتند: «أَلَسْتُ أَوْلَىٰ بِكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ؟» و پس از تأیید یکپارچه حاضران، دست علی بن ابیطالب (ع) را چنان بلند کردند که سپیدی زیر بغل هر دو دیده شد، و فراز تاریخی ولایت را ابلاغ فرمودند:
«مَنْ كُنْتُ مَوْلَاهُ فَهَذَا عَلِيٌّ مَوْلَاهُ، اللَّهُمَّ وَالِ مَنْ وَالَاهُ، وَعَادِ مَنْ عَادَاهُ، وَانْصُرْ مَنْ نَصَرَهُ، وَاخْذُلْ مَنْ خَذَلَهُ...»
بلافاصله آیه اکمال دین نازل شد: «الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَرَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلَامَ دِينًا» (مائده: ۳). سپس پیامبر (ص) دستور دادند خیمهای برپا شود و عموم مسلمانان—از جمله ابوبکر و عمر—دسته دسته وارد شده و به عنوان «امیرالمؤمنین» با علی (ع) بیعت کردند و زبان به تهنیت گشودند: «بَخٍّ بَخٍّ لَكَ يَا ابْنَ أَبِي طَالِبٍ، أَصْبَحْتَ وَ أَمْسَيْتَ مَوْلَايَ وَ مَوْلَى كُلِّ مُؤْمِنٍ وَ مُؤْمِنَةٍ». غدیر خم بدینگونه اتمامحجت نهایی و عهد رسمی خلافت بود تا هیچ عذری برای غفلت یا انحراف پس از پیامبر باقی نماند.
ب) دو اقدام استراتژیک در روزهای پایانی و آغاز کودتا
با آغاز بیماری رحلت در اواخر ماه صفر سال یازدهم هجری و مشاهده تحرکات مشکوک برخی جریانهای قریشی در مدینه، پیامبر اکرم (ص) دو فرمان استراتژیک صادر فرمودند تا انتقال قدرت به وصی خویش بدون تنش و کارشکنی انجام پذیرد. (برای مطالعه مشروح این رخدادها، به جزئیات وقایع روز رحلت و کودتای سقیفه مراجعه فرمایید):
- تشکیل و تجهیز سپاه اسامه: پیامبر (ص) در بیست و ششم ماه صفر فرمان آمادهباش برای اعزام سپاهی به مرزهای روم (منطقه بلقاء و داروم) را صادر کردند و جوانی هجده ساله به نام «اسامة بن زید» را به فرماندهی آن گماردند. طبق تصریح مورخانی چون ابنسعد، بلاذری، جوهری و یعقوبی، تمامی مهاجران اولیه (از جمله ابوبکر، عمر و ابوعبیده) و سرشناسان انصار (چون بشیر بن سعد و اسید بن حضیر) مأمور به حضور در این سپاه و خروج فوری از مدینه به سمت لشکرگاه «جُرف» بودند، در حالی که امیرالمؤمنین علی (ع) و بنیهاشم در این سپاه مأموریتی نداشتند. هدف راهبردی پیامبر (ص) آن بود که با دور کردن مدعیان خلافت در سفری که دستکم ۳۵ تا ۴۰ روز به طول میانجامید، در صورت وفات حضرت، استقرار خلافت حضرت علی (ع) در فضایی آرام صورت گیرد. اما سران این جریان با بهانهتراشی درباره جوانی اسامه و سپس به بهانه دلواپسی برای حال پیامبر (ص)، علیرغم لعن و نفرین صریح رسول خدا (ص) نسبت به متخلفان از جیش اسامه، تا لحظه وفات حضرت از حرکت سر باز زدند.
- ممانعت از کتابت وصیت (فاجعه پنجشنبه / حدیث قرطاس): در آخرین پنجشنبه حیات پیامبر (ص) و چهار روز پیش از رحلت، هنگامی که ایشان دریافتند مدعیان خلافت قصد خروج از مدینه را ندارند، در حضور اصحاب فرمودند: نوشتافزاری بیاورید تا برایتان نامهای بنویسم که پس از آن هرگز گمراه نشوید. در این لحظه، عمر بن خطاب که نیک میدانست پیامبر (ص) قصد دارد مفاد حدیث ثقلین و نام حضرت علی (ع) را به عنوان سندی مکتوب و غیرقابل انکار ثبت کند، با طرح شعار «حسبنا کتاب الله» و نسبت دادن هذیانگویی و غلبه درد به ساحت پیامبر (ص)، مانع از نگارش این وصیت شد. این دو کارشکنی آشکار به خوبی نشان میدهد که مقدمات کودتای سقیفه پیش از چشم فروبستن پیامبر (ص) کلید خورده بود.
۵. «أنتم المستضعفون بعدی»؛ پیشبینی به حاشیه رانده شدن اهلبیت (ع) و تشبیه به هارون
پس از کارشکنیها در ماجرای سپاه اسامه و ممانعت از کتابت وصیت در روز پنجشنبه، برای پیامبر اکرم (ص) و بنیهاشم مسجل گشت که جریان قریش تصمیم قطعی خود را برای غصب خلافت گرفته است. در چنین فضای سنگینی، پیامبر (ص) آخرین پیشگوییها و وصایای راهبردی خود را خطاب به اهلبیت (ع) بیان فرمودند.
الف) خبر دادن از مظلومیت و خانهنشینی اهلبیت (ع) پس از رحلت
در منابع معتبر شیعه و سنی با طرق گوناگون نقل شده است که در ساعات و روزهای پایانی حیات پیامبر (ص)، هنگامی که اهلبیت (ع) و بنیهاشم پیرامون بستر ایشان گرد آمده بودند، حضرت با اندوه و گریه به آنان نگریستند و سرنوشت سیاسی و اجتماعی آنان را با یک عبارت کلیدی پیشبینی کردند:
«أَنْتُمُ الْمُسْتَضْعَفُونَ بَعْدِي» (و در برخی نقلها: «أَنْتُمُ الْمُسْتَضْعَفُونَ الْمَقْهُورُونَ الْمُسْتَذَلُّونَ بَعْدِي»)
«شما پس از من تضعیفشده، مقهور و به حاشیه رانده خواهید شد.»
این حدیث شریف در منابع متعددی با ذکر جزئیات مجلس احتضار ثبت شده است:
- الإرشاد شیخ مفید (ج ۱، ص ۱۸۴): پس از اخراج نزاعکنندگان در ماجرای وصیت روز پنجشنبه، عباس عموی پیامبر (ص) عرض کرد: یا رسولالله! اگر این امر (خلافت) پس از شما در میان ما مستقر است بشارتمان ده، و اگر میدانی که بر ما غلبه میکنند و آن را از ما میربایند، درباره ما سفارش کن. پیامبر (ص) در پاسخ فرمودند: «أَنْتُمُ الْمُسْتَضْعَفُونَ مِنْ بَعْدِي» و سپس سکوت اختیار کردند و حاضران با چشمانی گریان برخاستند.
- دعائم الإسلام قاضی نعمان (ج ۱، ص ۲۲۵): به نقل از امام صادق (ع)، هنگامی که پیامبر (ص) در حال احتضار از هوش رفتند، حضرت فاطمه (س) گریستند و گفتند: یا رسولالله! پس از شما پناهگاه ما کیست؟ حضرت چشم گشودند و فرمودند: به خدا سوگند، شما پس از من مستضعف و تضعیفشده خواهید بود.
- الأمالی شیخ مفید (ص ۲۱۲) و شرح الأخبار قاضی نعمان (ج ۲، ص ۴۹۴): (همچنین بنگرید به: خزاز رازی، کفایة الأثر، ص ۱۱۸ به نقل از ابوایوب انصاری؛ ابنعقده کوفی، فضائل أمیرالمؤمنین، ص ۱۶۸؛ صدوق، عیون أخبار الرضا، ج ۲، ص ۶۱؛ حسکانی، شواهد التنزیل، ج ۱، ص ۵۵۹).
- معانی الأخبار شیخ صدوق (ص ۷۹): مفضل بن عمر از امام صادق (ع) روایت میکند که رسول خدا (ص) به علی، حسن و حسین (علیهمالسلام) نگریست و گریست و فرمود: «أَنْتُمُ الْمُسْتَضْعَفُونَ بَعْدِي». مفضل میپرسد: یابن رسولالله! معنای این سخن چیست؟ امام صادق (ع) با استناد به آیه ۵ سوره قصص (وَنُرِيدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِينَ) فرمودند: معنای آن این است که شما امامان و پیشوایان پس از من هستید و این آیه تا روز قیامت در شأن ما جاری است.
ب) رمزگشایی از واژه «مستضعف»؛ تکرار تاریخ هارون و سامری و توصیه پیامبر به صبر
انتخاب دقیق واژه «مستضعف» توسط پیامبر اکرم (ص) برای توصیف وضعیت امیرالمؤمنین (ع) و اهلبیت پس از رحلت، ارجاعی مستقیم و هوشمندانه به قرآن کریم و تاریخ بنیاسرائیل است. پیش از این، پیامبر (ص) در حدیث متواتر «منزلت»، جایگاه حضرت علی (ع) نسبت به خود را همچون جایگاه «هارون نسبت به موسی (ع)» معرفی کرده بودند.
در آیه ۱۵۰ سوره اعراف، هنگامی که حضرت موسی (ع) از میقات چهلروزه کوه طور بازمیگردد و میبیند قومش به فریب «سامری» به پرستش گوساله روی آوردهاند، با خشم و اندوه از برادر و جانشین خود هارون میپرسد که چرا در برابر این انحراف نایستادی؟ هارون در پاسخ جملهای را به کار میبرد که دقیقاً همریشه با کلام پیامبر (ص) است:
«قَالَ ابْنَ أُمَّ إِنَّ الْقَوْمَ اسْتَضْعَفُونِي وَكَادُوا يَقْتُلُونَنِي فَلَا تُشْمِتْ بِيَ الْأَعْدَاءَ وَلَا تَجْعَلْنِي مَعَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ» (اعراف: ۱۵۰)
«گفت: ای فرزند مادرم! همانا این قوم مرا تضعیف کردند (به حاشیه راندند و ناتوان شمردند) و نزدیک بود مرا بکشند؛ پس دشمنان را به من شاد مگردان و مرا در شمار ستمکاران قرار مده.»
بر اساس روایات تفسیری، سنت بنیاسرائیل مو به مو در این امت نیز تکرار می شود، همانگونه که بنیاسرائیل در غیاب موسی (ع)، وصی او هارون را تنها گذاشته و تضعیف کردند، مسلمانان نیز پس از رحلت پیامبر (ص) با تشکیل سقیفه، وصی او علی بن ابیطالب (ع) را در موقعیت «استضعاف» قرار دادند.
ج) وصیت پیامبر به صبر امیرالمومنین
به همین دلیل بود که رسول خدا (ص) در بستر بیماری، وظیفه شرعی و سیاسی امیرالمؤمنین (ع) را در برابر این کودتا مشخص ساخته و مطابق نقل کتاب سلیم بن قیس هلالی به ایشان وصیت فرمودند: «اگر یارانی یافتی، با آنان جهاد کن و حق خویش را بستان؛ و اگر یاوری نیافتی، دست نگه دار و خون خویش را حفظ کن تا زمانی که برای برپایی دین، کتاب خدا و سنت من یارانی بیابی.» این وصیت راهبردی، راز سکوت و صبر استراتژیک امیرالمؤمنین (ع) را برای حفظ کیان اسلام در برابر فتنههای پس از رحلت آشکار میسازد.
نظرات کاربران (0)
دیدگاه خود را بنویسید
هنوز دیدگاهی ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!